جوانان ۲۵ سال  چهره‌ای آفتاب سوخته بی رمقی دارد، یک پایش به هر دلیلی قطع شده است هر روز کارش شده   روی زمین کشان کشان از المهدی تا مرکز شهر رفت  وآمد کردن با چشمان سیاهش مظلومانه زل می‌زند تا همه به او ترحم کنند. آن طرف تر حوالی داروخانه سینا  زنی چادر گل‌دار و […]

جوانان ۲۵ سال  چهره‌ای آفتاب سوخته بی رمقی دارد، یک پایش به هر دلیلی قطع شده است هر روز کارش شده   روی زمین کشان کشان از المهدی تا مرکز شهر رفت  وآمد کردن با چشمان سیاهش مظلومانه زل می‌زند تا همه به او ترحم کنند.

آن طرف تر حوالی داروخانه سینا  زنی چادر گل‌دار و وصله زده‌اش را به سمت دندان‌هایش هدایت می‌کند تا بهتر بتواند آن را کنترل کند،

در اطراف ساختمان قدیم مخابرات زن دیگر نشسته وکودک سه ساله را بغل گرفته  کودک گویا جانش را از دست داده است ودست زن سیاه چرده  به سوی مردم باز است عقربه‌های ساعت بر روی دو و ۴۵ دقیقه رو به جلو حرکت می‌کنند، پیاده رو دارند خلوت میشوند  .

 در چهارراه هفت تیر کودکی ۱۰ ساله دست کودکی حدودا پنج ساله را گرفته و کشان کشان می‌برد، موهای فرفری‌اش بر روی پیشانی ریخته و پاهای کوچکش دیگر نای حرکت ندارند،.

بدون هیچ تعارفی به سمت پیرزنی  که از روستا آمده است  می‌رود،  ودستش را پیش او بازمیکند  و

«به خدا بدبختیم بیچاره‌ایم، چند روزه بردارم غذا نخورده، کمک کنیدخانم  چندتا بردار مریضم دارم» اینها راپسر ۱۰ ساله پاکستانی گدا به زبان می‌آورد و ساده و روان فارسی حرف می‌زند.

بیشتر مردم از این متکدیان گلایه دارند که بهداشت روانی شهر را تهدید میکنند  و با پر رویی درخواست کمک می‌کنند و معلوم نیست از کجا آمده‌اند که این‌گونه امنیت و آرامش را بر هم زده‌اند.

بیشتر آنها پاکستانی بوده و در مواقعی که نیاز باشد خیلی راحت به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند و بدون این‌که ذره‌ای احساس غریبی و سختی داشته باشند برنامه زندگیشان این است که صبح از صوفیان سوار اتوبوس شده وبه مرند بیایند درخواست کمک کنند و از این طریق به امرار معاش بپردازند وبعد از ظهر برگردند.

چندین بار رفتار آنها را زیر نظر گرفتم و چون رفتار‌هایشان برایم جالب بود با چند نفر از آنها صحبت هم کردم که هر کدام قصه‌ای دروغ یا راست بافتند و از بدبختی‌هایشان برایم گفتند و جالب‌تر از همه این است که اکثر این متکدیان نوزادی در آغوش دارند که می‌گویند مریض است.

وگاهی می‌بینم که اگر کسی به این افراد کمک نکند به او ناسزا می‌گویند و مردم را نفرین می‌کنند و در مواقعی هم با مشت به لوازم ومبلمان شهری  کوبیده و می‌گذرند.

همه این‌ها در حالی است که  هیچ کدام از نهاد ها ی مسئول عکس العملی نشان نداده اند 

در هفته گذشته  از روی کنجکاوی با متولی این گونه موارد که ۱۳۷ شهرداری است تماس گرفتم و از ایشان خواستم که گدا های که در سطح شهر هستند را جمع آوری کنند در کمال تعجب اپراتور اعلام نمودند این کار  جزء وظایف اداره  بهزیستی می باشد.

جمع آوری متکدیان از سطح شهر باید از برنامه های اولویت دار شهرداری و طور مستمر انجام می گیرد وجود متکدیان در شهر را معضلی اجتماعی است  و باید  برنامه ها  وسیاست های کارآمد برای رفع این معضل اجتماعی تدوین  گردد، تکدی گری از عواملی است که می تواند آسیب های اجتماعی مختلفی را در پی داشته باشد که این مهم نیاز به چاره اندیشی برای رفع این معضل را دو چندان میکند..                                                                                                                                                             ساماندهی امور متکدیان وظیفه همه ارگان های مدیریتی از جمله مدیریت شهری است  و فرهنگ‌سازی مهم‌ترین و عمده‌ترین اقدامی است که برای رفع متکدیان  می تواند صورت گیرد. اجرای این طرح علاوه بر ایجاد امنیت شهروندان رفت و آمد شهروندان موجب پاکسازی و هر چه زیبا تر شدن چهره شهر خواهد شد

روابط عمومی  شهرداری مرند می توانند با نصب بیلبورد تبلیغاتی  ( هرگونه کمک مالی به گدایان  امنیت شهر را تهدید میکند )فرهنگ سازی نماید 

و سازمان خدمات شهر شهرداری مرند هم  چند نفر آقا وخانم را مامور جمع آوری روزانه گدایان در سطح شهر نماید

وشورای اسلامی شهر  مصوب جهت کمک به سازمان خدمات شهری ردیف بودجه اختصاصی برای مبارزه با تگدی گری در شهر قرار دهد

منبع :مرند خبرلری